دوستان عید تان مبارک!
و عید، اگرچه پیام آور ایثار بزرگ ابراهیم خلیل است کسی که فرزندش را به قربانگاه برد تا تعهدش را برای نثار کردن ارزشمند ترین داشته های زنده گی اش در راه رضا و مشیت پروردگارش به اثبات برساند.
و حج؛ که بنده گان خدا از اطراف و اکناف گیتی در مکه و مدینه گردهم می آیند تا به یاد ایثار ابراهیم قربانی کنند و به شیطان لعنت بفرستند و تجدید پیمان کنند با کیان ابراهیم و کیش محمد و ارزش های جاودانه ی یکتا پرستی و...
اما این کلام جاودانه ی مولانای بزرگ هم قابل تأمل است که گفت:
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
گرقصد شما دیدن آن کعبه ی جان است
اول رخ آیینه به صیقل بزدایید
ده بار ازان راه به آن خانه برفتید
یکبار از ین خانه به این بام برآیید
آن خانه ی لطفیست نشان هاش بگفتید
از خواجه ی آن خانه نشانی بنمایید
یکدسته ی گل کو اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بهر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که برگنج شما پرده شمایید
بلیَ؛ در سرزمین مولانا که سرزمین مستمندان زمین است؛ تهی دستانی که آنان هم بنده گان خدایند درهر قدم آن یک خانه ی کعبه بنا کرده اند و قربانی شدن و قربانی دادن نیز رسم و سنت پایدار و پارینه ی این جغرافیای قاتل است. اما ثروتمندان آن از هنگام تولد فرزندان شان برای بزرگ شدنش روزشماری می کنند تا پس از حاجی شدن وی با جام های پر از مثلاً آب زمزم، جای نماز های پاکستانی و سبحه های چینی با فر شاهانه یی از مهمانان و مستقبلین جناب حضرت حاجی پذیرایی کنند و بالای مستمندان و بی نوایان فخر بفروشند و...
به هر حال عزیزان: عید تان خجسته باد!
|
+| نوشته شده توسط
حشمت رادفر در شنبه شانزدهم آذر 1387
|